تبليغاتX
مقدمه...
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند...

 

 

باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کنم

شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

 

گاهی برای خواندن یک شعر لازم است

روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

 

از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده‌ام

آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

 

در راه اگر به خانه‌ی یک دوست سر زدم

این‌بار شکل در زدنم را عوض کنم

 

وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من

وقت است قیچی چمنم را عوض کنم

 

باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش

جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم

 

وقتی چراغ مه شکنم را شکسته‌اند

باید چراغ مه‌شکنم را عوض کنم

 

عمری به راه نوبت ماشین نشسته‌ام

امروز می‌روم لگنم را عوض کنم

 

با من برادران زنم خو ب نیستند

باید برادران زنم را عوض کنم

 

دارد قطار عمر کجا می‌برد مرا؟

یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم

 

ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار

مجبور می‌شوم کفنم را عوض کنم

 

دستی به جام باده و دستی به زلف یار

پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟

 

 

پ.ن:دوستان از تیتر شعر ایراد نگیرید٬چون به من ربطی نداره خود شاعر (آقای ناصر فیض) این تیتر رو انتخاب کردن....

 

+ نوشته شده در  ساعت 9:54  توسط حاجی  | 

چقدر در مورد آفات زبان مطالعه و تحقیق کرده ایم؟

دروغ٬غیبت٬تهمت٬لغویات و بیهوده گویی٬مزاح ها و شوخی ها و.....

آیا واقعا نتایج این تحقیقات را سر لوحه رفتارها ی خودمان قرار داده ایم؟یا فقط در مقابل دیگران جانماز آب کشیده ایم و یا برای هر کدام توجیهی آورده ایم.....دروغ می گوییم و آنرا جزئی از روزمره گی قلمداد می کنیم٬تهمت هایی می زنیم و استدلال می کنیم که چهره واقعی فرد مذکور را نشان داده ایم٬لغویات وبیهوده گویی را برای خود اعتبار می دانیم چون می خواهیم در ذهن طرف مقابل از خود چهره ای فهمیده و متین خلق کنیم٬مزاح ها و شوخی هایی می کنیم که باعث آزردن دل دوستانمان می شود و با توجیه ظرفیت و جنبه طرف مقابل در پوشی به این کار خود می گذاریم.فقط وفقط در مورد غیبت موضع گیری مناسبی داریم که آنهم اغلب از روی "ریا"ست.....

همه اینها را می گوییم و می بینیم و می شنویم٬با علم به اینکه زخم زبان بدترین گناه است٬زخمی که به سادگی فراموش نمی شود.....به دوستانمان ایراد می گیریم٬تذکر می دهیم ولی از خودمان غافلیم٬نه اینکه غافلیم خودمان را علامه دهر می دانیم٬توجیه می کنیم و......غافل از اینکه تکبر و به خود بالیدن بزرگترین جهل است...

به قول حضرت آیت الله امجد هر کس خود را عالم بداند جاهلی بیش نیست٬فقط "حر"یت خود را نقطه دار کرده است(خریت!).

پ.ن: همه اینها زبان حال بنده حقیر است ولی به دلایل نگارشی از ضمیر های متکلم مع الغیر استفاده کرده ام٬امیدوارم پوزش من مورد قبول شما دوستان قرار گیرد.

+ نوشته شده در  ساعت 12:57  توسط حاجی  | 

 

سلام

امیدوارم طاعات و عبادات شما دوستان مورد قبول حق تعالی قرار گیرد. چند وقتی است دستم به قلم و کاغذ نمی رود٬حوصله نوشتن ندارم٬افکارم متمرکز نمی شود و ...

ولی امروز تصمیم گرفتم این جو را بشکنم!!!


قطعا اطلاع دارید در ایام ماه مبارک رمضان ساعات کار اکثر مساجد معمولا یک ساعت بعد از افطار است و نیز استقبال مردم برای نماز جماعت و.... در این ماه دو چندان

ولی اخیرا (چند سال) صدا و سیما لحظاتی بعد از افطار اقدام به پخش سریال هایی می کند با درون مایه طنز و معنویت که معمولا چند ساعتی بعد از افطار به طول می انجامد. متاسفانه این تداخل زمانی  باعث کم رنگ شدن حضور مردم در مساجد می شود و....

کاش مسئولان صدا و سیما در برنامه ریزی های خود مسائل این چنینی را لحاظ می کردند...

+ نوشته شده در  ساعت 12:47  توسط حاجی  |